تبليغاتX
نصف شب است دیگر... - weak, in need to be wicked
یک کو. نشسته ای، خودش را .... از اول تعریف می کنم.

دوشنبه سر کلاس یکی از همین مادر جند. های اینجا نشسته بودیم، مرتیکه ی پیر خر زبان نفهمی است، از این کتابخانه آتش زده ها. داشت در مورد دانشجو داد سخن می داد که چگونه است و چگونه باید باشد. با دمپایی و تی شرت سر کلاس می آید و هفته ای 54 ساعت درس نمی خواند، و همین طور می گفت تا رسید به: می نشیند جلوی دانشکده سیگار می کشد به جای نمی دانم چه. و درست همین جا بود که مزلف مذکور در سطر اول و بغل دستی گردن کجش1 رو گرداندند طرف من. (تنها سیگاری این کلاس 30 نفری) و آن پیر خر زبان نفهم اگر بفهمد اول و آخرم را یک لا می کند.

شاکی بودم. ابنه ای مذکور صبح هم گه اضافی خورده بود و شوخی شوخی سرانده بودم به ماتحتش. این بار هم خواستم بقیه اش را بدهم تو که یابویش جا ورداشت.

امروز صبح جا کش خودش را چس می کند. به همه سلام می کند جز من.

و درد اینجا، که می خواهم بچکانم به اش، ولی نمی توانم. مواد اولیه اش حاضر حاضر است. از اصفهان یاد نگرفته باشی خوابگاه یادت داده است. اما آن ته توها یکی انگار می گوید بچه بازی است، کدورت بد است، محبت خوب است و قس علیهذا. اما؛ یارو "جاکش"است! و باید به اش بگویی، عینهو عرقی که خدا داده است که بخوری یا زیبایی که باید دید بزنی،  این را هم باید فحش کش اش کنی. باید تحقیرش کنی. باید کوچکش کنی و لذتش را ببری. حق توست و پاداش توست. واز آن بدتر در تضاد با تو، و گاه برای تو سخت تر تمام می شود تا آن دنده پهن لاشی بی تخم و ترکه ی بیرگ.

انصاف نیست....

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 تلمیح است به شعر: کج شده باز گردنت............نکنه به زور کردنت

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 10:57  توسط افتخار  |